هفت سین
اس ام اس - کوتاه وخواندنی- سخن بزرگان
سخن بزرگان اگر میخواهيد در زندگی دوستان وفادار و ياران غمخوار داشتهباشيد، کم و خيلی دير با مردم دوست شويد . (هرشل) دوستان جديد پيدا کنيد اما دوستان قديمی را هم حفظ کنيد، اينها نقره و آنها طلا هستند. (پرمودابترا) کسیکه حفظ جان را مقدم بر آزادی بداند، لياقت آزادی را ندارد. (بنجامين فرانکلين) وقتی نهال آزادی ريشه گرفت به سرعت رشد ونمو میکند. «جورج واشنگتن» خداوند آزادی را آفريد و بشر بندگی را. «آندره شينه» بالاتر از همه چيز ايناستکه با خودمان صادق باشيم. «ويليام شکسپير» نخستين نشانه فساد ترک صداقت است. «ميشل دو مونتی» بزرگترين درس زندگی اينستکه گاهی احمقها هم درست میگويند. (وينستون چرچيل) هرگز مردی ولو بسيار نادان را نديدم که از وی چيزی نتوانستهام بياموزم. (گالیله) نه از خودت تعريف کن و نه بدگويی. اگر از خودت تعريف کنی قبول نمیکنند و اگر بدگويی کنی بيش از آنچه اظهار داشتی تو را بد خواهند پنداشت. (کنفوسيوس) در بين تمامي مردم تنها عقل است كه به عدالت تقسيم شده زيرا همه فكر ميكنند به اندازه كافي عاقلند. (رنه دكارت) در زمستاني سپيد دل من پر شور بود همه جا غرق اميد همه جا پر نور بود دل من در تب عشقي همه جا پر مي زد بي خبر از فردا كه چه بازي دارد چو اسيري پي معشوق عزيزي همه جا در مي زد چون به يادم آيد آن شب نوراني آن شبي را كه هميشه به دلم خواهد بود غم سنگيني ز پا تا به سرم آب كند به خيال مه رويش دل من خواب كند اي عزيز دل من به خيالت بودم به خيالت هستم به خيال تو هميشه دل من خواهد بود همه جا بهر تو من شعر و غزل خواهم گفت راز عشق دل پاكت ز ابد تا به ازل خواهم گفت اي عزيز دل من نو عروس شب شعرم به خيال تو چه شبها كه به صبحش بردم به خيال تو چه شبها كه به صبحش ببرم دل زارم با تو چه سخنها دارد چه سخنها بر آن ديده پاكت دارد چه سخنها ز غم ناز نگاهت دارد بعد از اين در غم تو همه جا خواهم گفت قصه آن شب شادي كه سحرگه غم شد كمرم در غم هجران نگاهت خم شد تو مرا خواهي ديد به جهاني ديگر به جهاني كه نباشد غم هجران بر دل ز غم دوري تو آتش جان بر منزل در دروازه جنت به رهت خواهم بود كه تو از ره آيي دلبر شيرينم كه بگويم با تو غصه ديرينم به تو من خواهم گفت كه چه غمها خوردم ز غم عشق تو من كه چه تنها مردم به تو من خواهم گفت شب تنهايي را قصه شيرين غم پنهاني را اي عزيز دل من دلبر شيرينم چو به پايان برسد دفتر شعرم خواهم كه ببندم آن را كه بخوابم شايد تو به خوابم آيي كه بگويم با تو وعده فردا را وعده فردايي كه به تو باز رسم دل من با دل تو دگر آنجا شاد است از غم تنهايي تا ابد آزاد است عاشق نشدي وگرنه مي فهميدي پاييز بهاريست که عاشق شده است هركس بد ما به خلق گويد ما چهره از او نمي خراشيم ما خوبي او به خلق گوييم تا هر دو دروغ گفته باشيم برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال... بنگر که چگونه می افتی!؟ چون برگی زرد یا سیبی سرخ مرد ، اين موجود بيچاره! وقتي به دنيا مياد ، همه حال مامانشو مي پرسن! وقتي ازدواج مي کنه همه مي گن چه عروس خوشگلي! وقتي مي ميره همه مي گن بيچاره زنش به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ و عشق. آدم با غرور ميتازد، با دروغ ميبازد و با عشق ميميرد عشق جامي است كه آنرا سر ميكشيم بي آنكه بدانيم شراب است يا زهر و در هر دو حالت هنگام نوشيدن آن حس خوبي داريم بر سر اين دو راهه تا انسان؛ با غم نان و دين چه خواهد کرد چشمها منتظر ، نفسها حبس، خيره در بام رستگاري تا عشق بر نردبان مذهبِِ، در پله ي آخرين چه خواهد کرد مثل يک گله گرگ بي احساس، همه ي شهر در کمين همند اين هراسان که آن چه خواهد برد،آن گريزان که اين چه خواهد کرد این جاده به سوی تو نمی آید.گلی در کنار آن نمی روید. کجا بروم ؟ از که بپرسم نشانی نگاهت را؟ کجا بروم که نه قفسی باشد و نه هوسی؟ کجا بروم که نه فرهاد باشد و نه شیرینی، نه مجنون بیابان گرد و نه لیلایی، نه یعقوب و نه پیراهنی؟ کجا بروم که تنها تو باشی و زمزمه ا ی که از تو آغاز شود و به دریایی دور بریزد؟ فقط تو باشی و نه حتی گل یاسی که عطر نفسهایت را دارد و تا آسمان قد کشیده است. نه ستاره ای باشد و نه ماه پاره ای. تنها نگاه تو باشد و چراغی که از خورشید رو شنتر است. کجا بروم ؟ تو بگو! کجا بروم که جز تپشهای قلب تو ، طنینی از زندگی نباشد؟ پاكترين كلمه "وجدان" است. تلخترين كلمه "جدايي" است. زشترين كلمه "خيانت" است. سخت ترين كلمه "تنهايي"بد ترين كلمه "بي وفايي دوستي بايد مثل رابطه دست و چشم باشه وقتي دستت زخم مي شه چشم گريه ميكنه و وقتي چشم گريه مي كنه دست اشكشو پاك مي كنه عيب جامعه اين است كه همه مي خواهند آدم مهمي باشند و هيچ كس نمي خواهد فرد مفيدي باشد! عشق كليد شهر قلب است به شرط آن كه قفل دلت هرز نباشد كه با هر كليدي باز شود هيچ وقت به خودت مغرور نشو ......برگ ها هميشه وقتي مي ريزن که فکر مي کنن طلا شدن بچه كه بوديم دخترا عاشق عروسك بودن پسرا عاشق مردان قوي بزگ كه شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا دنبال عروسك تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهاييهايم در انتظار خو اهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد. دلم همچو آسمان، پر از ابرهاي باراني است، اي کاش دلم امشب بگريد، شايد که بغض عشق در چشمانم بشکند، شايد آسمان چشماي تو هم امشب باراني باشد، شايد تو هم.... عاشق شدن مثل دست زدن به آتيش مي مونه . پس سعي کن تا وقتي که جراتش رو پيدا نکردي هيچ وقت بهش دست نزني اما اگه بهش دست زدي سعي کن طاقتش رو داشته باشي که تو دستهات نگهش داري دوست دارم از شـــــما بـگم، ببخشــيدا جســـــارته اگـــه بـــــگم شـــــما گُليد، کـــــه مــــــايه خجالته يــه بســــته نـاقابله، پيشــــکش چشماي شــما پس ميفرستين مي دونم، دل مثِ کارت دعــوته مـــنتظر يــه فــــــرصتم حــــضوري خــدمت بـرسم خــيلي ببخشيدا ولــي، ســــرِ شـــما کي خلوته از دل رســــوام مـي دونم، ايراد فراوون مي گيريد خـــــــاکش ولـــي تـَـــبرُّکه، مــــال غـماي غـــربته اين جـور نبودم به خدا، واسه خودم کسي بودم دوره شوق هـــرکسي، خوب مي دونيد يه مــدته قرار بودش که من ديگه عاشق هيچ کسي نشم نمي دونم اسمش چيه، يا وسوسست ياقسمته راحت بگم اون دلي که خودش يه روز يه خونه بود چشــش بــــه دنـــــبال شــــماس، منتظر مـــرمته تــــــو آرزوي کشــف ايـن يــــه راز زيــــبا مي مونم چــــــرا هميشه بعد عشـــق، دلا اســــير عــادته؟ شــــما بـا من موافقيد؟ عاشق اگه عاشق باشه خوب مي دونه که عاشقي، قشنگ ترين اسارته يــــه جـــا يکي نــوشته بود، اوج مــقام عـاشقي بــــه جــــرُأتِ بوســــــــيدنه، بـــه مـدت حســادته شـــــرايط ديــــوونگي، يـکي دوتا نيست به خـدا زيـــــــاده امــــــا اولـــــش کــــــاراي ضــد ســـنته هميشهتا اونکهميخواي،يهدريادرد و فاصلست ولـــي مهم نـــرفتــن و مـــوندن ســـر رفـــــــاقته يـــه چيـزي قلب عاشقو بدجوري آتيش مي زنه معلومه، بــودن با کســـي کـــه تفريحش خيانته خـــونه مـــا تـــا خونتون، اِنـقَدرا دور نيستش ولي مشـــــکل و درد مـــــــا دوتــــا، نداشتن سعادته يهشبنميدونمچيشد،رد شديدازتو خوابِ من از اون بهبعد همش ميگم،خوابم يه جور عبادته تـصــــوّرش خُـب مشکله، که ما کنار هم باشيم نـمي رســيم به همديگه، تلـــخه ولي حــقيقته خلاصه دوس دارم بــــيام حضوري صحبت بکنيم هـــــر روزي که شما بگيد، هر زموني که فرصته اگــه خدا نخواست بيام واسه هميشه پيشتون يـــه دونــه عکس بهم بديد، اگر چه کلّي زحمته چي کار کنم واســه من و امثال من که عاشقن ديــوونه شما مي شن، عکسم خودش غنيمته امـــضا کــنم يــا نکـــنم واســه شما فرقي داره؟ بــه ديــوونه کـه نــه بگــيد، فــکر مي کنه قيامته 

اولين عشق
به خيال تو چه شبها كه سحر خواهد شد







| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |


